| Home | Archive | E-mail |
|
bitter & bitter
سين اول : دوباره تلخ شدم . دوباره زندگي ام خاكستري شده خيلي سعي كردم بفهمم دقيقا
از كي دوباره شروع شد اين تلخي نفس گير. به نتيجه اي نرسيدم نرسيدم نرسيدم...... سين دوم : نزديكي هاي عيد هميشه يه حس تنهايي غم انگيز مي آد سراغم از وقتي هم
كه يادم مي آد اين احساس بوده فقط انگار اين چند سال اخير شديدتر از هميشه بوده و هست... سين سوم : واقعا اينهمه تلاش و اظطراب و استرس و خستگي و حرص خوردن و
عجله كردن و ... واسه چيه؟ پس چرا اول و آخرش همه يكي اند؟ پس چرا اين روياي
پوچ تمام نميشه؟ يعني هنوز خيلي به آخرش مونده؟ اين چه حلقه مسخره ايه كه همه بايد
تا آخر تكرارش كنند؟ گيرم چند سالي هم بيشتر..گيرم چند روزي هم خوشبخت تر..
گيرم تحقق 2-3 آرزو بيشتر..كي چي؟؟ سين چهارم : اگه تا اينجارو خوندي حالت گرفته شده بقيه اش رو نخون قصدم آزار
كسي نيست مي نويسم كه يه كم بيشتر بتونم تحملش كنم..لعنت به غريزه حيات!! سين پنجم : علي رغم نوشته هاي بالا حالم خوبه مي خندم خوشحالم كار مي كنم لباس نو
مي خرم هفت سين درست مي كنم!! خوب ياد گرفتم چه جوري ميشه همه تلخي ها رو
با صبر قورت داد سين ششم : آدم ها و بويناكي دنياهاشان يكسر دوزخي است در كتابي كه من آن را لغت به لغت از بر كرده ام تا راز بلند انزوا را دريابم راز عميق چاه را از ابتذال عطش... سين هفتم : مثل چرخ و فلك مي گرديم و مي گرديم به اميد رسيدن به چشم اندازي بهتر
به بلندايي برتر از آنچه مي توان بود و باز از اوج سقوط مي كنيم به تكراري هاي
هميشه درست مثل گذر اين سالها..هر سال خسته تر و خسته تر ...
winter
سين يكم: مي دونم كار درستي نبود كه اينهمه وقت اينجارو به حال خودش رها كنم.
ولي لازم بود.. سين دوم: زمستون با همه قشنگي اش اينجا جاريه. امروز روزم خيلي قشنگ شروع
شد. چشم كه باز كردم يه آسمون سفيد ديدم با گلوله هاي نرم برف كه آروم به شيشه
پنجره مي خوردن و ذوب مي شدن. سين سوم: زندگيم روي دور تنده اصلا نمي فهمم چطوري داره امسال كه تازه شروع
شده بود به زودي تموم ميشه ! سين چهارم: هر وقت نوزادي توي اقوام و آشناها به دنيا مي آد يه حس خوب مي آد سراغم.
انگار زندگي داره مي گه ببين من هنوز هستم !
سين پنجم: اصلا تعجبي نداره كه دارم شب امتحان اينجارو به روز مي كنم اين از
خواص ويژه شب هاي امتحانه ! سين ششم: احساس مي كنم زندگيم وارد مرحله جديدي شده. اين حس كاملا درونيه
و ربطي به اتفاقات اخير زندگيم نداره. سين هفتم: سيب سرخي بود با طعم لواشك وامتحان و يه بغل گل رز با يه عالمه خاطره شيرين.
Return
برگشتم.....
Smile
آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست
هرکجا هست خدایا به سلامت دارش
می دونم که رو سفید از پیشمون رفتی
ولی دلم واسه لبخندهای قشنگت تنگ می شه
فقط همین ...
love & sad
تو نامردی کردی این قرارمون نبود . قرارمون این نبود که بری جاتو بدی به یکی دیگه. نمی خوام هیچکسو اگر قراره تو نباشی. هنوز دو ماه هم از اومدنت نگذشته بود تازه داشتم با طعم دلچسبت می فهمیدم معنی خیلی چیزارو. نمی خوام اونی رو که با نبودش هر لحظه دلم تنگه هر لحظه دلم پره انتظاره. نمی خوام! من تورو می خوام ! من تورو می خوام که همیشه باشی تورو می خوام که تنهام نمی ذاری تورو می خوام که وقتی غصه دارم نازم کنی به جونه خودت هیچی به اندازه دست های تو وقتی می لغزه رو موهام غصه هامو پر نمی ده فدای چشمای قشنگت منو تنها نذار منو با غصه هام تنها نذار منو با این عشق های خیالی پر از غم تنها نذار من بدون تو هیچی نیستم هیچی ! من دیگه طاقت ندارم. دیگه نمی تونم انتظار بکشم. دیگه نمی تونم عاشق هیچکس جز تو باشم . این قرارمون نبود ! این رسم کجاست بی وفا که بیای عاشقم کنی و بری؟ نه نمی تونم . بدون تو نمی خوام . نرووو
selfish
تا حالا شده بدون اینکه با کسی حتی یکبار حرف زده باشی
حق مسلم خودت بدونی اش؟
احساس عجیبی دارم ..... |
درباره وبلاگ
![]() شرابی مردافکن
در جام هواست... شگفتا که مرا بدین مستی شوری نیست... منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
اسفند 1386دی 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 آرشيو موضوعی
شعر و ادبپيوندها
یوتاجوزا مطرود خوابگرد شبانه ها لحظه نیک آهنگ کوثر تيگلاط سلام به ناممکن جنسیت گمشده نازلی دختر آیدین قهوه و لوتوس تار های بی کوک هزاردستان چمن دفتر شعر خانوم حنا فارنهايت 1979 this_is_me دندون يه آدم مرده خاطرات و خطرات رانيتيدين شكر تلخ ولگرد آچمز قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |